بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

588

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

خاصة روى و پس روى او ريش گردد و آواز او گرفته شود و به آخر بگريد و از آب ترسد و هرگاه همى آب بيند همى خيال سگ در آب مىبيند و از ان سخت تنفر و گريز مىكند و همچنين از همه مايعات گريزان باشد و گاه بود كه اعتقاد كند كه آب پليد است و باشد كه در خاك مىغلطد و باشد كه بىشهوت مباشرت منى از وى جدا شود و تشنج و كزاز ادا كند و عرق سرد آيد و غشى كند و هلاك شود و باشد كه قبل از ان گاهى از غايت عطش آب طلبد و چون بيارند فرياد كند و نخورد و گاه باشد كه بحيلها آب در حلق او چكانند و در حلق او بماند و هلاك شود و باشد گاه گاه بانگ سگ كند و باشد كه آواز او منقطع شود و اندر بيشتر حالها بول او رقيق باشد كه سياه شود و گاه باشد كه باز گيرد و درد مثانهء او پيدا آيد و طبع او اكثر خشك بود و گاه بود كه مثانه و مجارى بول او درد و سوزش عظيم مىكند و چيزى با بول آدمى آيد به شكل سگ كوچك و اين حال اميدوار بود اگر چهل عدد از ان بيايد با بول خلاص يابد بسيار مجرب است و عجب‌تر از احوال او آنست كه بر گزيدن مردم حيض شود و هركرا بگزد همچو او ديوانه شود و طعام و شراب كه از وى بماند هركه بخورد هم ديوانه شود و ديديم كه بسيار حيوانات و شباع را گزيد و بعضى را نفس و آب دهن به او رسيد بىآنكه بگزد همه ديوانه شدند و چند اسپ را ديديم كه گزيد و بعد هفته ديوانه شد و خراط فرياد بىاختيار او شبانروز مىكردند و خود را بدندان مىگزيدند و برمىجستند تا مردند و مضرت تو ديوانه كمتر باشد و باشد كه چون در آئينه نظر كند خود را نشناسد و باشد كه بجاى خود سگى در آئينه بيند و بترسد بدانكه هركه از آب نمىترسد علاج او آسان‌تر بود و بعد از ان كم خلاص گردد و اگر درد مثانه بگيرد و سگ‌بچه آيد با بول علاج يابد و الا و آنجا كه زخم نباشد و به تنفس آن اعراض ظهور يافته باشد علاج‌پذير بود و اگرچه از آب ترسد و آن را كه در گزيدن خون بسيار از جراحت رود به اين اعراض بد بود و كمتر ظاهر شود و علاج بهتر پذيرد و هركرا اورد و بول او خون گردد و از ترسيدن آب ايمن شود و ازينجهت زراريح نفع عظيم رساند و بعضى دو هفته ترسند در آب و بعضى بعد از چهل روز ترسند و بعضى از پس چهار ماه و بعضى از پس شش ماه و بعضى از پس چهارده ماه و بعضى از پس هفت سال برحسب ضعف و قوت سم بقبول طبيعت و حفظ و مدار به آن و مغلوب كشتن و مدد يافتن سم و بعضى ترسيدن او را بعد هفت سال منع كرده‌اند و اين نيكو نيست جهت آنكه هرچه تاثير آن پس از چهل روز و چهار ماه ظاهر تواند شدن